|
السلام عليك يا ابا صالح المهدي مهدي جان كم كم داريم به غروب اين جمعه هم نزديك ميشيم اما تو هنوز نيومدي به قول مرحوم آغاسي:))شايد كه جمعه اي ديگر بيايي)) واقعا هيچكش جز خدا نمي دونه كه تو كي مي آيي اما مي دونم كه عاشقانت هرجمعه كه از خواب بيدار ميشن ميگن اين جمعه تو مي آيي ...... پس مهدي جان به خاطر اين دلهاي منتظر هم كه شده بيا......................... از طرف منتظر هميشگي تو
السلام عليك يا ابا صالح يا مهدي جان يك سشنبه ديگه هم آمدم و من نيامد نميدونم چرا هر موقع دلم هواي تو رو مي كنه مي خوام بيام جمكران فكر مي كنم روحم پرواز مي كنه و مي آد پيش و من ديگه احساس تنهايي نمي كنم باشه مهدي جان امشبم فكر مي كنم امدم پيش تو اما به خدا اين عدالت نيست كه يكي هر هفته بياد پيشت و من حتي يك بار هم نيومده باشم .... خوب چه بايد كرد بايد صبر كرد و ديد آيا هفته ديگه مي رم يا نه ؟!!!!! اما مهدي جان بدان كه دلم هواتو كرده انقدر كه حتي نمي توني تصور كني الان كه براي تو مي نويسم دلم مي خواهد زار بزنم ......پس مرا درياب اي گل نرگس التماس دعا از شما عزيزان
السلام عليك يا ابا صالح المهدي بعد از ان دیوانگی ها ای دریغ شب جمعه هم است پس از زينب عزيز هم كه اين مطلب رو به من دادن متشكرم
السلام عليك يا مهدي موعود
سشنبه اي ديگر آمد اما من باز تو را نديدم مهدي جان
نمي دانم كه كي مرا مي طلبي .......اما نمي دانم چرا مرا دوست نداري
چرا دوست نداري كه به كنار آن مسجد پور نور و بركتت بيايم
چرا جوابم را نمي دهي اي گل فاطمه
به كدامين گناه اينگونه بايد رنج ببرم بدان كه ديگر صبرو طاقتم تمام شده است
مي گويند تو صداهاي دلهاي شكسته را مي شنوي پس مهدي جان چرا صداي دل ترك برداشته شده مرا نمي شنوي اي
براي من آمدن در كنار تو سخت است اما من در عالم خيال فكر مي كنم كه كنار توام هر لحظه ..............
يه طرف عشق و روي تو يه طرف
يه طرف دنيا روي تو يه طرف
السلام عليك يا محمد ابن حسن از طرف بياباني در دوردست صداي در گوشم زمزمه مي شد ............... صداي زيبا با نواي يا ابا صالح المهدي نمي دانستنم كيست................ كه مرا اينگونه صدا مزند بعد از كمي تامل يافتم كه او منتظر هميشگي و ملايم است.............. اول كمي ترسيدم و به جلو آمدم اما دوباره به عقب بازگشتم نمي دانم شايد اين يك حس الهي بود............................... آري!مولايم را با جامه اي سبز رنگ درميان آن بيابان بي آب و علف اما نوراني و سبز ديدم ندانستم كجا هستم روي زمينم يا در آسمانها بعد از مدتي درنگ فهميدم من در بهشتم بهشتي كه تو به من اعطا كردهي يا مهدي جان.....................
السلام عليك يا ابا صالح المهدي بيا ابا صالح اي گل فاطمه يك جمعه ديگر آمد تو نيامدي مهدي جان نمي دونم كي و كدوم جمعه تو ميايي شايد يك هفته ديگه شايد يك ماه ديگه و شايد............................. اما مهدي جان بيا كه دلهاي منتظرانت ديگر طاقت انتظار ندارد.... مولا مرا ببخش به خاطر خطا كاريهايم از طرف كسي كه هميشه منتظر آمدنت مي ماند التماس دعا
السلام عليك يا ابا صالح المهدي فرخنده ميلاد با سعادت محمد مصطفي خاتم النبيا و امام جعفر صادق عليه السلام را به تمام مسلمانان جهان در سراسر دنيا تبريك مي گويم همانطور كه مي دونيد امسال شب تولد نبي اكرم و امام جعفر صادق مصادف شده با شب جمعه كه ما همه دوستش داريم اميدوارم كه در اين روزها وشبهاي عزيز مولايمان ظهور كند شايد كه مي داند كه كي ظهور مي كني..................
السلام عليك يا ابا صالح المهدي سشنبه اي ديگر نيز آمد و من هنوز به ديدارت نيامدم مهدي جان شايد كه سشنبه ديگر رسد تا من هم به پيشوازت آيم تو امشب منتظر هزاران هزاران دل عاشق هستي............. مولا جان مي بيني كه انتظار سخت است پس مرا به خانه خويش دعوت كن كه ديگر تاب و توان انتظار را ندارم............ از فاصله دوري كه با تو دارم به تو سلام مي كنم و مي دانم كه صدايم را مي شنوي با آنكه آنجا بسيار شلوغ است..................... در اين شب بهاري دل تو مشتاق ديدن يارانت است پس مهدي جان دل من را نيز امشب به بهاري تبديل كن چون عاشقانه و عارفانه منتظر ديدارت هستم............. نمي دانم چرا اما در روزهاي سشنبه در دل حساس شادي و شادماني دارم شايد تو اين شادماني را به من عطا مي كني يا ابا صالح المهدي با آنكه در روزهاي جمعه غمي بسيار دلم را مي گيرد اما ........... همه اين هارا به تو گفتم شايد كه امشب صدايم شنوي.................. از همه كساني كه امشب به جمكران مي روند مي خواهم براي من نيز دعا كنند تا شايد مولايم مرا نيز بپذيرد كه پاي در صحن مقدسش بگذارم...... التماس دعا
قسمت دوم:(بخش اول) تولد حضرت مهدي در روزي كه حضرت مهدي عليه السلام مي خواستند به دنيا آيند اما حسن به منزل عمه شان رفتند و از ايشان خواستند كه به منزل امام بروند عمه در وقت افطار به خانه رسيد و نرجس خاتون را ديد بعد از اينكه نماز خواندند افطار كردند و همان موقع حضرت به عمه شان گفتند:كه نرجس خاتون امشب فرزندي را به دنيا مي آورد كه همه ي جهانيان منتظر وي اند در همين موقع عمع با حالت تعجب مي پرسد:چگونه ممكن است من كه هيچ نشانه حاملگي در نرجس خاتون نمي بينم ؟! امام جواب مي دهند:كه اين خواست خداوند است و او از تمام اسرار خبر دارد. شب مي شود و همه به خواب مي روندتا اينكه در نزديكي صبح نرجس خاتون هراسان از خواب بيدار مي شوند و عمه را صدا مي كنند مثل اينكه وقت آن است كه موعودي بدنيا آيد در اين هنگام عمه قرآن را آوردند و سورههاي يس و سجده را قرات كردند تا نرجس خاتون و عمع به خواب رفتند در سحر از خواب برخواستند و ديدند كه مهدي عليه السلام به دنيا آمدند................ اين داستان ادامه دارد........................
اي!نهان ساخته از ديده ي ما صورت خويش بدر از پرده غيب آي و نما طلعت خويش طاق شد طاقت ياران بگشا پرده اي نهان ساخته از ديده ما صورت خويش امروز تو اين هواي باروني دلم هواي ديدنت را كرده يا مهدي جان............. نمي دانم كي مرا براي ديدن مسجد زيبايت در آن بيابان سرد كه با وجود تو گرم شده است مي طلبي اي مهدي موعود شايد كه روزي مرا براي ديدارت بطلبي..........................
روي بنما كه جهان ظلمت انكار گرفت صيقلي زن كه مرا آينه زنگار گرفت يا صاحب الزمان امروز كه براي تو مي نويسم دلم براي ديدن حرمت تنگ است اما نمي دانم كه چرا تو را در كنر خود احساس مي كنم يا مولا كجايي كه وقت آمدنت كمي دير شده پس هرچه زودتر خود را برسان كه دل مشتاقانت تنگ است يا صاحب علم و ايمان خود را به ما برسان.....................
قسمت دوم: ولادت با سعادت امام زمان حضرت مهدي عليه السلام در سحرگاه نيمه شعبان در شهر سامرا چشم به جهان گشود. يكي از ويژگي هاي حضرت اين بود كه ايشان درهنگام تولد با پدر خويش سخن گفتند و هنگام ديدار با مادرشان تشهد را خواندند. اين بخش قسمت هاي زيادي دارد كه من آن را به صورت مختصر در هروز براي شما بازديد كننده گرامي بازگو مي كنم
هفته وحدت مبارك همه مي دونيم كه از 11 ربيع الاول تا 17 ربيع الاول هفته وحدت ميان مسلمانان شيعه و سني نامگذاري شده پس چه خوب كه ميان اين دو مذهب بزرگ تفرقه نباشه من دوست دارم كه مسلمونها باهم دوست باشند نظر شما چيه اگه ما باهم تو جنگ باشيم خوب معلومه كه دينهاي ديگه باعث از بين بردن ديدمون ميشه......... پس چه خوبه تو اين هفته فكر كنيم كه ما با هم خواهر و برادريم و با هم متحد شويم كه ديگه دشمن نتون زمين گيرمون كنه.......
السلام عليك يا صاحب الزمان ادركني من دوست دارم هركس از وبلاگم ديدن كرد هروز اين كار رو انجام بده و اون اين هستش هرروز براي سلامتي مولايمان 5 صلوات بفرستيم فكر نكنم اين كار خيلي سختي باشه مگه نه؟ خوب طبق قرار ديروز قرار از امروز زندگينامه حضرت مهدي رو به صورت روزانه شروع كنم و بگم اما مي خواستم بگم كه به خاطر اينكه وبلاگ يك نواخت نشه در بين اين زندگينامه چيز هاي متنوع ديگري نيز قرار مي دم مطمئن باشيد....... قسمت اول: زندگي مادر بزرگوار آن حضرت مادر حضرت مهدي (ع) يكي از دختران رومي بوده اند ايشان در سنين نوجواني يكشب به خواب رفته و در خواب مي بنند كه حضرت فاطمه (س) ايشان را به اسلام تشرف داده اندو نرجس خاتون نيز به دين اسلام در عالم رويا ايمان مي آورديعني به مذهبي ايمان مي آورد كه در سراسر جهان با نام صلح و دوستي ياد شده............... بعد از آن نرجس خاتون امام جوان(امام حسن عسگري) را در خواب مي بيندتا نامزدي را كه حضرت فاطمه به ايشان عنايت كرده بودند ببيند و او رابشناسد..........در اين موقع حضرت مسيح نرجس خاتون را به امام حسن عسگري مي دهدو سپس اين دو با هم گفتگو مي كنند بعد از مدتي اين خواب واقعي مي شود و امام حسن عسگري با ايشان پيوند زناشوئي مي بندد و بعد ار مدتي اين زن پاكدامن فرزندي را متولد مي كند كه تمام جهانيان منتظر وي اند........... آري!همه ي ما دورود مي فرستيم به چنين مادري از تبار روم....................
يا مهدي جان هنگامي كه از كنار مسجد پر نورو پر بركتت با آن ضريح سبز زيبا رد شدم ناگزير اشك از چشمانم سرازير شد و به خاطر اينكه نتوانستم به طرف مسجدت روم خود را سرزنش مي كردم آري!ديدن تو آرزوي هر كسي است كه من هنوز به آن مقام و منزلت نرسيده ام كه حتي به مسجدت بيايم اما مطمئنم كه حتما روزي مرا مي طلبي اين آرزوي هرشب من است اي منتظران مهدي (ع) براي من كه مشتاق ديدنش هستم دعا كنيد تا انشالله بتوان به جمكران بروم و با او درد و دل كنم...... با آنكه مي دانم هركجا كه باشم اگر او را صدا بزنم صدايم را مي شنود.................. يا مهدي جان مرا به خاطر سهل انگاريهايم ببخش...........
آقا جون مي دونم كه چقدر خطا كارم اما امروز امدم تا تو دستامو بگيري و بلندم كني من خيلي تنهام و اين تنهايي امونم بريده تو رو خدا كاري كن كه اين غم از رو شونه هام برداشته شه و من بتونم يه نفس راحتي بكشم آقا جون نمي دوني كه چقدر دلم هواتو كرده چرا نمي خواهي من بيام پيشد تو نوكري تو بكونم آخه تا حالا من رو نطلبيدي آخه چرا مگه من چي كار كردم كه نمي خواهي منو ببيني من تا حالا 1000بار از كناره مسجدت گذشتم اما هيچ موقع نطلبيديم خوب شايد يه صلاحي تو كاره كه تو بيشتر از من از اون خبر داري آقا جون حتي ديگه به خوابم نمي آيي بگو چه خطايي كردم شايد كه اينجوري دلم آروم بگيره خوب نمي دونيني كه چقدر آروم شدم ديگه هر موقع دلم گرفت برات نامه مينويسم..................
سلام سال نو رو به همه ي شما عاشقان مهدي عليه السلام تبريك مي گويم من اين وبلاگ رو براي امامي كه عاشقشم ساختم و اميدوارم بتون بهترين خدمت ها رو توش انجام بدام و كاري كنم تا مولايم حضرت مهدي نيز از من راضي و خشنود باشه اميدوارم يا مهدي جان كمكم كن
|
درباره وبلاگ![]()
مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 پیوندها
پيوند مشكي پوش |